تبليغاتX
قرآن و ریاضی - ردّی بر اعجاز ریاضی قرآن – بخش سوم

قرآن و ریاضی

وبلاگی درباره اعداد و روابط آنها با اجزاء قرآن کریم

ردّی بر اعجاز ریاضی قرآن – بخش سوم

به نام خدا

 

آقای یزدانی پس از بررسی 6 اثر که در زمینه «اعجاز ریاضی قرآن» نوشته شده‌اند اضافه می‌کنه:

البته اگر آمار و ارقام ارائه شده از سوى رشاد خليفه و همفكران وى درست از آب درمى آمد، براى مـا مسلمانان تاكيدى بر اعجاز قرآن و موجب ازدياد ايمان ما بود اما براى كسانى كه قرآن و رسول اكرم را به رسميت نمى‌شناسند، صرف آمار و ارقام و تناسب و تناظر بعضى از واژه‌ها چيزى را اثبات نمى‌كند.
پـيش فرض اينگونه كنجكاويها از سوى روشنفكران، نظريه‌اى باطل است و آن نظريه اين است كه چـون خـداوند جامع همه كمالات است، بايد اثر وى نيز حاوى همه كمالات و از جمله نظم رياضى باشد. بـه ويژه اينكه خود قرآن مى‌فرمايد: «لارطب و لا يابس الا فى كتاب مبين» (همه چيز در كتاب مبين وجود دارد).

بطلان اين نظريه نيازمند شرح و بسط نيست. مخلوق و مصنوع خداوند نمى تواند در آن واحد همه كمالات را دارا باشد و اين قصور از ناحيه خود مخلوق است. اگـر قـرار بـاشـد سـيـب خواص همه ميوها را دارا باشد و هر عنصرى به علت آنكه مخلوق خداى نـامتناهى است، خواص نامتناهى داشته باشد، بساط عالم ماده برچيده مى‌شود و اصلا چيزى پا به عرصه وجود نخواهد گذارد.

در انتها نیز مقاله خودش رو در چند بند خلاصه می‌کنه:

آنچه را در اين مقاله آورديم، با اضافاتى خلاصه مى‌كنيم:
1ـ مسئله اعجاز عددى قرآن از سوى رشاد خليفه مطرح شد و پس از وى بسيارى از علاقمندان به قرآن كار وى را ادامه دادند و با گسترش كامپيوتر سرعت بيشترى گرفت. هرچند رد پاى اين فكر به سيوطى مؤلف كتاب «الاتقان فى علوم القرآن» برمى‌گردد.
2ـ ايـن جـريـان يـك جريان انحرافى و نامبارك بوده و تاكنون هيچ خدمتى به نشرفرهنگ قرآنى نكرده است. خـود شـخـص رشاد خليفه با طرح مطالب مخربى از جمله تعيين دقيق زمان برپايى قيامت (سال 1709 هجرى قمرى ) و ادعاى رسالت و نبوت عاقبت خود را به كشتن داد.
3ـ آمار و ارقام اعلام شده از سوى معتقدان به نظم رياضى قرآن غالبا درست نيست، يعنى صغراى دعاوى آنها تمام نيست.
4ـ در شمارش كلمات و حروف، روش واحد و فرمت ثابتى را رعايت نمى‌كنند، بلكه در صدد جور كردن نصاب لازمند.
5ـ بـر فـرض كه توازن و تناسبى در تكرار واژه‌هاى قرآن باشد، اين به تنهايى معجزه بودن قرآن را ثابت نمى‌كند.
زيـرا مـشابه اين امور در كارهاى بشرى وجود دارد.

6ـ بين نتيجه‌گيريهاى خاصى كه از توازن و تناسب كلمات مى‌شود و اينگونه توازن و تناسبها، رابطه منطقى وجود ندارد.
بـراى مـثـال اگـر تـعـداد لـفـظ شكر و مشتقات آن باتعداد لفظ قليل و مشتقات آن يكى باشد، نمى‌توانيم نتيجه بگيريم كه: پس افرادشاكر كم هستند. (هـرچـنـد واقعا كم هستند) يا اگر در 72 آيه، واژه تفرقه آمده است، نمى‌توانيم نتيجه بگيريم كه امت پيامبر به 72 فرقه تقسيم مى‌شوند و آن حديث معروف، حديثى صحيح است.
ديگر آنكه اين كشفيات بعد از روشن شدن مطلب است، نه قبل از آن تا مفيد باشد.
ثالثا: پاره اى از اين استنتاجها مبتلا به مغالطه «هست و بايد» مى‌باشند.
7 ـ ايـن جـريـان انـحـرافـى، جـداى از اتلاف هزاران ساعت از عمر محققان و پژوهشگران قرآنى، دستاويزى است براى معتقدان به تحريف قرآن. زيرا بعد از مشاهده چند مورد نظم و توازن، اگر در موارد ديگر به نصاب لازم نرسند، به ذهنشان مى‌آيد پس بايد قرآن تحريف شده باشد.

...

 

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1384ساعت 7:33  توسط   |